دانشگاه تمام استعدادهای افراد از جمله بی استعدادی آن ها را آشکار می کند.(آنتوان چخوف)
خوش آمدید - امروز : یکشنبه ۴ تیر ۱۳۹۶
خانه » معرفی رمان » دانلود رمان تباهکار

دانلود رمان تباهکار

دانلود رمان تباهکار

دانلود رمان تباهکار

♥ نام رمان : تباهکار
♥ نویسنده : fereshteh27
♥ تعداد صفحات:در حال تایپ…
♥ خلاصه داستان :

خسته ام،خسته..به تمام سال های گمراهی ام قسم..به تمام عشق و رسوایی ام..به تمام ریاکاری های دنیویم..به تمام بهانه های پوچ و بی اساسم قسم..نکردم نکردم نکردم،مگر تو را پیدا کنم..خواستم..نیازمندیم را درمان کنم،به خطا رفتم..به محبت بی انتهایت برسم،رسوا شدم..الفبای عشق را تمرین کنم،گناهکار شدم..سرنوشت را بار دیگر محکم بسازم،ویرانگر شدم..گذشته ام را جبران کنم،تباهکار شدم..خودم را فراموش کنم،خودخواه شدم..خواستم..عشق را محصور خویش کنم،مغرور شدم..تنهایی را تجربه کنم،در بین انبوهی از آدم های مصنوعی گم شدم..خواستم..اما…..خوب می دانم که..از همان لحظه ی دیدار نباید می شد..دل من بر تو گرفتار نباید می شد..چشم هایم که تو را دید پسندید اما..این همه عاشق و شیدا نباید می شد..عقل من حکم به اعدام دلش گر می داد..او دگر همچو دلم خار نباید می شد..دست من گرچه به دست تو گره خورد ولی..لایق اسم تباهکار نباید می شد..عاشقی درد بزرگیست به دادمم انداخت..آه..اما..شده است آنچه به ناچار نباید می شد..

♥  بخشی از متن این رمان :

خدایا چرا هیچ گرمایی حس نمی کنم؟!..
دستمو رو بدنه ی فلرزی و داغ بخاری تکون می دادم..اما اون داغی رو حس نمی کردم..
زانوهامو تو شکمم جمع تر کردم..چشمامو بستم و لبامو محکمتر روی هم فشار دادم..
با بسته شدن چشمام اون صدای لعنتی باز هم تو سرم تکرار شد..
« خانم محترم چرا متوجه نیستید؟!هر بار حال مادرتون بد میشه میاریدش اینجا و منم مجبور میشم همون حرف های تکراری رو مجددا به زبون بیارم..خانم قلب مادرتون باید هرچه سریعتر عمل بشه..یک ثانیه رو هم نباید از دست بدید در غیر اینصورت ریسک بزرگی رو متحمل می شید..من وظیفه ی خودم می دونم که بهتون این هشدار رو بدم..لطفا انقدر خونسرد نباشید!»
دستام مشت شدن..دندونامو رو هم ساییدم و چشمامو باز کردم..
جمله ی آخرش بارها و بارها چون پژواکی نحس و کشنده تکرار می شد..
«انقدر خونسرد نباشید..خونسرد نباشید!»
نگاهمو دور تا دور اون اتاق تاریک و نمور چرخوندم..
در اثر تابش کم شعله های بخاری بود که کمی فضای اطراف روشن شده بود..
نگاهم روی تختی که گوشه ی اتاق بود ثابت موند..
به اون موجود نحیف و بیماری نگاه می کردم که تو این دنیا همه چیزم بود..مادرم..همه ی وجودم..کسی که عاشقانه می پرستیدم..
اون دکتر عوضی چطور می تونست بهم بگه خونسرد نباش!! در صورتی که من..من..حتی….
لب پایینمو گزیدم که مبادا صدای هق هقم به گوش مادرم برسه..
می دونستم نگرانمه..به زور ِقرص و دارو خوابیده بود..
سرمو روی زانوهام گذاشتم..تنم دیگه اون سرمای اولیه رو حس نمی کرد..
می دونستم باز فشارم افتاده..
اهمیتی ندادم و چشمامو بستم..قطرات ریز ودرشت اشک یکی یکی از چشمام می چکیدن و زانوهامو خیس می کردن..
و اونقدر گریه کردم و تو دلم زار زدم که نفهمیدم خواب سخاوتمندانه به روم آغوشش رو باز کرده..
و بالاخره منو به رویاهای مبهم شبانه م فرو برد..

 


بخش دانلود رمان

دینا دانلود برای کامپیوتر و تمام گوشی ها

رمان پی دی افدانلود رمان تباهکارpdf(رمان در حال تایپ میباشد و پس از تکمیل نسخهpdf قرار میگرد)

دینا دانلود برای اندروید(apk)

 دانلود رمان تباهکارapk(رمان در حال تایپ میباشد و پس از تکمیل نسخه اندروید قرار میگرد)


باکس دانلود
اشتراک گذاری مطلب

تاکنون ۲ نظر ثبت شده است.

  1. سلام.
    من قبل از اینکه فرشته جون تصمیم بگیرن این رمان رو از روی سایت بردارن چند صفحه از این رمان رو خوندم و باید بگم بدجوری دلم میخواد بقیه شو بخونم. رمانای فرشته همه زیبا هستن و واقعا ارزش چندبار خوندن رو دارن.
    یه پیشنهاد دارم! اگر فرشته جون قصد دارن این رمان رو چاپ کنن من پیشنهاد میکنم لینک دانلود رو به صورت پولی بذارن توی سایت. چون مطمئنم اگر اینجا گذاشته نشه برای پیدا کردن کتابش به دردسر میفتیم:( پلیییییز فرشته جونیییی همینجا بذار لدفنننننننن

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است
به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید