خوش آمدید - امروز : پنج شنبه ۳ خرداد ۱۳۹۷
اطلاعیه: رفع مسئولیت : اگر نویسنده رمانی هستید که در سایت منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از بخش"تماس با ما" در ارتباط باشید.

دانلود رمان حریری به رنگ آبان

موضوع : اجتماعی,رمان عاشقانه

 حریری به رنگ آبان

دانلود رمان حریری به رنگ آبان

حریری به رنگ آبان

حریری به رنگ آبان

نام کتاب : حریری به رنگ آبان

نام نویسنده : سید آوید محتشم

ژانر: رمان عاشقانه رمان اجتماعی

تعداد صفحات : ۷۳۳

امروز برای شما عزیزان بر روی سایت ” دینا دانلود ” برای دانلود قرار داده داده شده است.

قسمتی از رمان : حریری به رنگ آبان با هم بخونیم

حکایتی از دو عاشق،دو دلداده . جدال با مردی خودخواه، خودشیفته، خودبین،خود رای…

حکایتی متفاوت از یک عشق،عشقی که از دید من شاید سفید باشد و از دید تو سیاه…

اصلا بیا آن را خاکستری ببینیم… خاکستری روشن…متمایل به سفید…

یا نه!تصمیم با توست،علی و ساغر را،هر رنگی خواستی بکش…

آنهارا در حریری به رنگ آبان،هرطور دوست داشتی رنگ آمیزی کن


نار تک تک لحظه های بارانی
خاطراتی مرور می شود.
خاطراتی ال به الی حریری به رنگ آبان!
دستمال کاغذی که بین انگشتای بلند کشیدش مچاله شده بود، حاال داشت
تیکه تیکه می شددد. دسددتمال نمنا. بود. اینو کامم حس می کرد ولی این
نمناکی به خاطر اشک نبود، حاصم مشت شدن دست ها و انگشتاش توی هم
بود؛ لعنتیا عرق کرده بودن.
همیشه از این عرق کردن شکایت می کرد. اینکه هیچ وقت جرئت نداشت با
کسددی دسددت بده مگر اینکه اول یه دور دسددت هاش رو به مانتوش بکشدده و
مطمئن شه خشکن. مسلما هیچکس دوست نداشت یه دست نمنا. رو تو
دست بگیره.

دانلود رمان حریری به رنگ آبان

نفس داغش به پنجره ی اتاق خورد. دوباره با دلشددوره زل زد به صددفحه ی
گو شیش.

تیکه های د ستمال رو روی زمین ریخت و برای هزارمین بار شماره
رو گرفت و برای هزارمین بار صدددای »

مشددتر. مورد نظر خاموش اسددت.«
گوشش رو آزار داد و خط کشید رو اعصابش.

لب پایینش رو توی دهن کشید
و با حرص مشددلول مک زدن شددد. عادتش بود؛

وقتی که به شدددت اسددترس
دا شت یا به جون د ستمال کاغذی می افتاد یا لب پایینش. لبی که مادر اعتقاد
داشت به خاطر زیادی مکیدن بد شکم شده، ولی …

ولی علی می گفت لباش
خیلیم خوشگلن.

از یادآوری لبخند علی، وقتی اولین بار این حرف رو بهش زده بود لبخندی
صددورتش رو پوشددوند. گرم شددد.

خون دوید تو ر هاش. چقدر فکر کردن به
علی لذت بخش بود.
فکرش رفت به اون روز پاییزی. زیر درختای بدون بر پار. روی نیمکتا
ن ش سته بودن و هات چاکلت می خوردن. اون روز به شدت ا سترس دا شت.
اولین بار بود که داشددت کنار یه پسددر،

بدون اطون خونواده، تو خیابون، قدم
برمی داشت. اولین بار بود که توی پار.،

کنار هم ن

دانلــــود
برچسب ها
, , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
۰ تا کنون ثبت شده است

نظرات بسته شده است.

تمام حقوق مادی و معنوی و طرح قالب برای "دینا دانلود | دانلود رمان جدید" محفوظ است و هر گونه کپی برداری خلاف قوانین می شود. گرافیک و طراحی : پارس تمز