به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید
كسي كه هرگز تحت فشار نزيسته باشد، آزادي را لمس نمي كند.
خوش آمدید - امروز : شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶
خانه » دانلود رمان » رمان عاشقانه » دانلود رمان همخونه نوشته مریم ریاحی PDF

دانلود رمان همخونه نوشته مریم ریاحی PDF

دانلود رمان همخونه نوشته مریم ریاحی PDF

 

hamkhoneh دانلود رمان همخونه نوشته مریم ریاحی PDF

 

hamkhoneh دانلود رمان همخونه نوشته مریم ریاحی PDF نام کتاب : همخونه(هم خونه)

hamkhoneh دانلود رمان همخونه نوشته مریم ریاحی PDF  نویسنده : مریم ریاحی

hamkhoneh دانلود رمان همخونه نوشته مریم ریاحی PDF ژانر : عاشقانه

hamkhoneh دانلود رمان همخونه نوشته مریم ریاحی PDF فرمت کتاب : پی دی اف (Pdf)

hamkhoneh دانلود رمان همخونه نوشته مریم ریاحی PDF حجم کتاب : 3.4 مگابایت و 380 صفحه

hamkhoneh دانلود رمان همخونه نوشته مریم ریاحی PDF خلاصه کتاب :

_

داستان درباره دختری به نام یلداست که به دلیل فوت پدر و مادرش با یکی از دوستان صمیمی پدرش زندگی میکند،بچه های اون مرد یعنی حاج آقا رضا خارج از کشور هستن غیز از پسر کوچکش که به دلایلی از پدره کینه به دل داره و اونم تصمیم گرفته که از ایران بره…
و اما آقا رضا با شروط خاصی از یلدا میخواد که با پسر کوجکش (که تابحال یک بارم یلدا رو ندیده و یلدا هم همی طور!)که اسمش شهابه ازدواج کنه و به مدت شش ماه با هم تو یک خونه زندگی کنند.اخلاق شهاب آقا رو هم که نگو و نپرس!.مغرور از خود راضی ولی خوشتیپ و خوش حرف
قصد اصلی حاج رضا این بود که اونا به هم علاقه مند بشن و با هم ازدواج کنن اما در همین 6 ماه اتفاقاتی میوفته که…

دانلود رمان همخونه نوشته مریم ریاحی PDF

قبل از دانلود حتما توضیحات را در بالای صفحه بخوانید..


 

رمان همخونه برای همه فرمت ها

 

برای کامپیوتر،موبایل،اندروید،آیفون،آیپد،تبلت و…

 

بهتر از فرمت های pdf,apk,epub,jar

 

مطالعه به صورت آنلاین وآفلاین با حجم کم

 

در لینک زیر :

http://roman.dinadl.ir/hamkhone.html

 

قسمتی از متن رمان :

ظهر بود اواخر شهریور با این كه هوا كم كم روبه خنكي مي رفت اما آن روز به شدت
گرم بود خورشید با قدرتي هر چه تمام تر به پیشاني بلند و عرق كرده ي حسین آقا مي
تابید قطره هاي ریز و درشت عرق از سر روي او آرام آرام و پشت سرهم ریزان بودند
و روي صورتش را گرفته بودند چهره ي آفتاب سوخته اش زیر نورخورشید برق مي
زد اما گویي اصال متوجه گرما نبود و همان طور شیلنگ آب را روي سنگ فرش حیاط
بزرگ و زیباي حاج رضا گرفته بود و به نظر مي رسید قصد دارد آنها را برق بیاندازد
. حسین آقا حاال دیگر هفت سالي مي شد كه سرایدار ي خانه ي حاج رضا را بر عهده
داشت یعني درست از وقتي كه عموي پیرش بعد از سالها شاگردی خانه حاج رضا از
دنیا رفته بود به یاد عمویش و مهرباني هایي كه او در حقش كرده بود افتاد او حتي
آخرین لحظه ها هم از یاد برادر زاده ي تنهایش غافل نبود و از آقاي (احسانی)
خواهش كرده بود مش حسین را نیز به خانه شاگردي بپذیرد.و…


ویرایش  و سانسور : دینا دانلود دانلود رمان


دانلود رمان همخونه PDF :

 

دانلود رمان ازدواج اجباری لینک کمکی

  • دانلود رمان همخونه نوشته مریم ریاحی PDF
    320
باکس دانلود
اشتراک گذاری مطلب

تمام حقوق و مطالب برای وبسایت دینا دانلود محفوظ بوده و هرگونه سوءاستفاده و کپی برداری پیگرد قانونی دارد.