دانشگاه تمام استعدادهای افراد از جمله بی استعدادی آن ها را آشکار می کند.(آنتوان چخوف)
خوش آمدید - امروز : سه شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۵
خانه » رمان » رمان آتش جنون جدید

رمان آتش جنون جدید

رمان آتش جنون از فرشته تات شهدوست

به صورت آنلاین

قسمت به قسمت

رمان آتش جنون جدید

کتاب رمان نام کتاب : آتش جنون

نویسنده رمان نویسنده : فرشته تات شهدوست(فرشته 27،Fereshteh 27)

نویسنده یه رمان های معروفی مثل :

گناهکار،قرعه به نام سه نفر،ببار بارون،ویرانگر و…

رمان عاشقانه ژانر : عاشقانه

خلاصه رمان مقدمه:

داستان عشق و جنون،عشق که آتشش دامن گیر میشود و…قلبی که پیش کسی گیر میکند و این خود باعث شعله ور شدن آتش عشق می شود….چه می کشد این قلب عاشق.و…

مقدمه به همراه قسمتی از متن رمان در ادامه مطلب..

رمان آتش جنون از فرشته 27

رمان آتش جنون

رمان آتش جنون

قسمتی از متن رمان :

کوله ام رو محکم تر به قفسه ی سینه ام فشردم..
هنوز اونقدری از راهو نیومده بودم اما حس می کردم دیگه پاهام توان یک قدم بیشترو ندارن..

نفس زنان ایستادم..تو همون حالت که دسته ی کوله ام رو بین انگشتام گرفته بودم رو به زانو خم شدم..
نفسم بالا نمی اومد..لامصب گره خورده بود توی سینه ام..آب دهنم رو قورت دادم..
ناگهان صدایی که از پشت سرم اومد باعث شد شتاب زده برگردم و عقب رو نگاه کنم..کسی نبود..
نفسمو از سر آسودگی بیرون دادم..

یه دفعه خودمو تو یه خیابون باریک و خلوت دیدم..چقدر تاریک!..دستمو به زمین گرفتم و بلند شدم..
انگار که تازه فهمیدم کجام ..تو دلم برای هزارمین بار به کامی لعنت فرستادم که ترسید و گز کردن این دو تا خیابون رو حواله ی خودم کرد..با یه نفس عمیق کوله ام رو انداختم روی شونه ام و راه افتادم..
دیگه چیزی نمونده بود.. ماشین کامی رو از همینجا هم می تونستم ببینم..
نزدیکش که شدم دستشو تکون داد.. چهارچشمی اطرافشو می پایید که سربزنگاه کسی جلومون ظاهر نشه..
گرچه اون موقع از شب ارواح هم خواب بودن چه رسد به اجداد من!..

تند در کناریشو باز کردم و پریدم تو ماشین..هنوز دستم رو دستگیره بود که گازشو گرفت..
من که هنوز درو کامل نبسته بودم نزدیک بود پرت شم بیرون.و…

رمان اتش جنون نوشته فرشته تات شهدوست

 

 

 

اشتراک گذاری مطلب

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است