سعی کنید اشتباهات دیگران را ببخشید، حس انتقام انرژی منفی دارد.
خوش آمدید - امروز : جمعه ۴ فروردین ۱۳۹۶
خانه » رمان » رمان عشق ارباب

رمان عشق ارباب

رمان عشق ارباب

به صورت آنلاین

قسمت به قسمت

رمان عشق ارباب

کتاب نام کتاب :عشق ارباب

نویسنده رمان نویسنده : دریا (…darya)

love ژانر : عاشقانه،کل کلی و طنز(خنده دار)

ایران وضعیت : سانسور شده

خلاصه کتاب خلاصه :

داستان درباره دختری به نام ستاره است که در پی مرگ ناگهانی خواهر دوقلویش مهتاب و به وصیت او،قبول می کند که نقش او را درخانه اش ودر کنارشوهر خواهرخشک و مرموزش بازی کند حالا با حضور او آرامش به خانوادهبرگشته ولی شعله های انتقام در کنار عشقی تازه ستاره را وادار می کند که از او.و… داستان با پایانی خوش.و…

مقدمه به همراه قسمتی از متن رمان در ادامه مطلب…

 

رمان عشق ارباب

قسمتی از متن رمان :

رمان عشق ارباب از دریا

مقدمه:دوستت دارم چون تنها ترین فکر تنهایی منی ،دوستت دارم چون زیباترین لحظات زندگی منی..دوستت دارم چون زیباترین رویای خواب منی، دوستت دارم چون زیباترین خاطرات منی..دوستت دارم چون به یک نگاه ، عشق منی…

دستان ظریف و لطیفش از بین دستهایم شل شد واز روی تخت آویزان شد …نگاهم را به حلقه ای که کف دستم گذاشته بود دوختم ..و همانطور از کنار تختش بلند شدم …نگاه آخرم را به او دوختم که چشمان زیبایش برای همیشه بسته شده بود ..با حالت گنگی سرم را برگرداندم و به طرف در اتاق به راه افتادم… با بی حالی دستگیره را گرفتم و از اتاق خارج شدم ..چشم های پر از اشک آن دو نفر را نا دیده گرفتم و به طرف آخر راهرو راه افتادم که صدای جیغ نرگس جون عمه ای که مانند مادری دلسوز کنارمان بود به اوج رسید
نرگس جون:مــــــهــــتاب
این آغازی بود برای اینکه به خودم بیایم و با قدم های بلندتر و تندتر از راهرو بگذرم و راه خروجی بیمارستان را در پیش بگیرم …قدم هایم تندتر شد وبا حالت دو از بین مردم می گذشتم و حلقه را در دستم می فشردم .. دوست داشتم فریاد بکشم و داد بزنم اما خودم را باتنه ای که به عابران می زدم و آنها مرا دیوانه خطاب می کردن خالی می کردم …اون رفته بود برای همیشه رفته بود … و خواسته ی بزرگی را به من واگذار کرده بود..با کشیده شدن بازویم ایستادم و سرم را به زیر انداختم.و…

خواندن رمان عشرق ارباب

اشتراک گذاری مطلب

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است