به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید
پس به یاد من باشید تا به یاد شما باشم (خداوند)
خوش آمدید - امروز : شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶
خانه » آخرین رمان ها » رمان قصه عشق ترگل از فرشته تات شهدوست (fereshteh27) | دانلود PDF

رمان قصه عشق ترگل از فرشته تات شهدوست (fereshteh27) | دانلود PDF

رمان قصه عشق ترگل از فرشته تات شهدوست (fereshteh27) | دانلود PDF

-عشق-ترگل-فرشته-تات-شهدوست-DINADL-e1500757156968 رمان قصه عشق ترگل از فرشته تات شهدوست (fereshteh27) | دانلود PDF

 

نام رمان: قصه عشق ترگل

ژانر : عاشقانه

تعداد صفحات: ۲۳۳

نویسنده: فرشته تات شهدوست (fereshteh27)

دینادانلود | DINADL.IR

 

خلاصه رمان:

داستان در مورد دختری شیطون وبازیگوش به اسم ترگل است که دل خوشی از پسر عمه تازه از خارج برگشته اش نداره وهزار تا بلا سرش میاره، حالا بماند که ارمین هم تلافی می کرده ولی…

قسمتی از رمان:

-ترگل؟ ترگل دخترم کجایی؟ -الان میام مامان جونم. تو اتاقم ام. چکارم دارید؟

-دخترم بیا می خوام باهات حرف بزنم. داد زد: چی می خواید بگید؟!

در اتاق باز شد و مادر ترگل وارد شد. با اخمه شیرینی که مخصوصه خودش بود

رو به ترگل گفت: دختر چرا داد وهورا راه انداختی؟ ترگل با تعجب نگاهش کرد تا حالا نشده

بود مادرش اینگونه با او حرف بزند.با دهانی باز و چشمانی گرد شده گفت: مامی جونم…

چیزیت شده؟ با همون اخم گفت: نخیر چیزیم نیست.زود بیا بیرون کارت دارم. ودر حالی که

از اتاق خارج می شد خیلی محکم گفت : تا ۵ دقیقه دیگه بیرون باش ودر را محکم بست.

-وااااامامان چش بود؟چرا همچین کرد؟باید زودتر برم ببینم چه خبره.بدو بدو ترگل تا از اخبار روز عقب نموندی. موهاشو شونه زد و با گیره پشته سرش بست زیادی بلند بود تا پایینه ب*ا*س*نش می رسید.

چند بار خواسته بود کوتاهش بکند ولی پدرش به شدت باهاش مخالفت کرده بود.

ترگل دختری بود با قدی نسبتا بلند و اندامی توپر متناسب و زیبا چشمانی عسلی

با رگه های سبزکه خیلی جذابش کرده بود.گونه هایی برجسته و پوستی به سفیدیه

برف ولی موهای مشکی و براق که درست تضاد پوستش بود وگیراییه خاصی را به او می داد.

۲۰ ساله بود ولی مثل اکثر دختران فعلا قصد ازدواج نداشت. یه خواهرکه ۵ سال از او بزرگتر بود

به اسم نازگل داشت.که البته الان با پسری به اسم ارش ازدواج کرده بود و تو ایتالیا زندگی می کرد.

با صدای داد مادرش از خیالاتش بیرون اومد و به سمت در اتاق رفت.

کنجکاو بود زودتر بداند مادرش چه حرفی با او دارد که اینگونه باعث شده او مانند روزهای دیگر ارام نباشد. رفت تو هال کنار مادرش روی مبل نشست و دست به سینه چشم به دهان او دوخت

وگفت: مامی جونم بنده سراپا گوشم امری اوامری چیزی اگه دارید بفرمایید.

-دختر خودتو لوس نکن. مگه نگفتم خانومانه حرف بزن؟! -واا مامان من که دارم خانومانه حرف می زنم.

شما چرا الکی گیره سه پیچ می دید به ادم؟

مادرش لبخندی زد وگفت: اهان اونوقت الان خانومانه حرف زدی دیگه.نه؟

ترگل وقتی فهمید چه گفته زد زیر خنده ومیان خنده گفت: خب مامان جونم شما..

هم با اون جذبه گرفتنتون باعث..شدین من برا یه لحظه یادم بره باید چطوری حرف بزنم.

-یعنی بار اولت بود؟

 


برای دانلود کامل رمان قصه عشق ترگل با لینک مستقیم به باکس دانلود مراجعه فرمایید.


همراهان عزیز برای دریافت جدیدترین رمان ها

و دلنوشته ها و نوشته های ادبی به کانال دینا بپیوندید

-عشق-ترگل-فرشته-تات-شهدوست-DINADL-e1500757156968 رمان قصه عشق ترگل از فرشته تات شهدوست (fereshteh27) | دانلود PDF


برای دنبال کردن و مطالعه رمان های در حال تایپ اختصاصی نویسندگان

دینا دانلود و فعالیت در انجمن دینا دانلود به انجمن دینا بپویوندید.

Forums.Dinadl.ir


دانلود جدیدترین رمان های خارجی و ایرانی

http://dinadl.ir/

 

باکس دانلود
اشتراک گذاری مطلب

تاکنون ۲۴ نظر ثبت شده است.

  1. سلام کتابو دانلود کردم
    ممنونم ازتون موفق باشید

  2. ممنون از اینکه فرهنگ کتابخوانی رو رواج میدین

  3. ممنون از سایت خوب و سازندتون

  4. ممنون از مطالبی که به اشراک گذاشتین

  5. سایت خیلی خوبی دارید ممنون

  6. فوق العاده بود
    سپاس از شما

  7. سلام و سپاس فراوان از شما
    بسیااار عاالیی
    لذت بردم از سایت بسیار خوبتون
    خسته نباشید

  8. عااااااااااالیییی بوووووود
    موفق باشید

  9. خیلی قشنگ بود
    لذت بردم از خوندنش
    ممنون

  10. سلام کتابو دانلود کردم
    ممنونم ازتون موفق باشید..

  11. لذت بردم از کتاب خوبتون
    ممنون

  12. بسیار مفید و پرمحتوا سپاس از اشتراک گذاریتون

  13. مرسی از سایتتون . فوق العاده س

  14. مرسی ک اشتراک گذاشتین
    موفق باشید .

  15. ممنون از اشتراک گذایتون عالی بود

تمام حقوق و مطالب برای وبسایت دینا دانلود محفوظ بوده و هرگونه سوءاستفاده و کپی برداری پیگرد قانونی دارد.