عشق، فراموش كردن خود در وجود كسی است كه همیشه و در همه حال ما را به یاد دارد.
خوش آمدید - امروز : پنج شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۵
خانه » دسته بندی نشده » رمان جذاب و خواندنی زمستان داغ

رمان جذاب و خواندنی زمستان داغ

رمان زمستان داغ

رمان زمستان داغ از دینا دانلود

 

 

رمان زمستان داغ

نام کتاب موبایل : زمستان داغ

 نویسنده : اسماء کرمی پور

حجم کتاب : ۳۵۶ کیلوبایت (پرنیان) – ۹۴۰ کیلوبایت (کتابچه) – ۳۶۲ کیلوبایت (epub)

 ساخته شده با نرم افزار : پرنیان و کتابچه ، اندروید ، epub

بخشی از داستان از دینا دانلود

” سارا ” دختریه که از کودکی درگیر عشق پسر عمه اش، پرهام ،میشه و از رفتارهای پرهام احساس می کنه که پرهام هم به اون علاقه داره؛ اما در کمال ناباوری پرهام با لعیا ازدواج می کنه و سارا که از این ماجرا شوکه است، احساس میکنه که دیگه هیچ وقت نمی تونه ازدواج کنه و این عقیده ، سارا رو در مسیر دیگه ای از زندگی قرار میده …

برگه ای از کتاب :

عروس ، دوماد اومدن! صدای پر از شادی پردیس بود که اومدن پرهام و لعیا رو خبر می داد.تمام کسانی که توی سالن بودند به سمت در خروجی رفتند که این لحظات رو تماشا کنند به جز من که توانایی دیدن مرگ رویاهامو نداشتم! اشک توی چشمام حلقه بست.چیزی که اون روزا مهمون همیشگی چشمام بود.من همیشه پرهامو مرد زندگیم می دونستم و حالا اون داشت با کسی غیر از من ازدواج می کرد.پرهام پسر عمه من بود و چهار سال از من بزرگتر بود.

دقیقاً چهار سال و دو ماه و بیست و سه روز! تا قبل از اون روز که خبردار شدم پرهام از دختر همسایه اشون خواستگاری کرده، هر شب با فکر روزهایی که با پرهام ازدواج کرده ام خوابم می برد.نمی تونستم باور کنم تمام محبت های پرهام به من فقط به خاطر نسبت خانوادگی بوده ومن اونارو به اشتباه، به حساب علاقه گذاشته بودم. چه لحظه هایی که همه با هم به گردش می رفتیم ومن جز چشمای مشکی پرهام چیزی یادم نمی موند.پرهام هم بارها مچم رو وقتی بهش زل زده بودم گرفته بود و جوابم رو با لبخند می داد؛من هم از خجالت قرمز می شدم و رومو بر میگردوندم.

اما چند لحظه ی بعد دوباره روز از نو روزی از نو! یادمه واسه عروسی خواهرم وقتی از آرایشگاه برگشتم پرهام منو دید.چند لحظه به صورتم خیره شد و بعد با خنده گفت:عروس بشی چی میشی؟! اینو گفت ورفت. اما من همونطور خشکم زده بود و رفتنشو نگاه می کردم.نفسم به شماره افتاده بود و حال غریبی پیدا کرده بودم.همون یه جمله کافی بود که تا یک ماه با هر اتفاق وحشتناکی هم خم به ابروم نیارم و سرمست باشم! هر بار که می خواستم کمی آروم بگیرم و بی خیالش بشم دوباره می دیدمش و حتی با یه سلام ساده هم دیوونه می شدم. صدای هلهله ی جمعیت بلندتر شد ومنو به خودم آورد.تازه متوجه شدم صورتم غرق اشکه. سریع به سمت حموم دویدم و درو پشت سرم بستم.

 


بخش دانلود رمان

دینا دانلود برای کامپیوتر و تمام گوشی ها

رمان پی دی اف دانلود رمان زمستان داغ [pdf]

_______________________________________


دینا دانلود برای گوشی های اندروید

رمان برای اندروید دانلود رمان زمستان داغ  [apk]

_______________________________________


دینا دانلود برای گوشی های آیفون

رمان برای آیفون دانلود رمان زمستان داغ [epub]

_______________________________________


دینا دانلود برای گوشی های موبایل نسخه کتابچه

رمان برای آیفون دانلود رمان زمستان داغ [java]

______________________________________

باتشکر از ۹۸ia.com

دینا دانلود – مرکز دانلود رمان ایرانی و خارجی

http://dinadl.ir

 

اشتراک گذاری مطلب
برچسب ها : , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است