بایگانی برچسب ها: دانلود کتاب

رمان جذاب جان شیعه ، اهل سنت از فاطمه ولی نژاد

رمان جذاب جان شیعه ، اهل سنت از فاطمه ولی نژاد

رمان جان شیعه اهل سنت   رمان جان شیعه اهل سنت     دانلود رمان جان شیعه ، اهل سنت نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (pdf) نویسنده : فاطمه ولی نژاد تعداد صفحات : ۵۹۵ ژانر : مذهبی     نگارنده در مقدمۀ کتاب آورده است:   هرآنچه در این صفحات سراسر سرمستی نگاشته ام، از جام جملاتی جانانه تا نغمه ناله هایی غریبانه، همه از افاضه فضل خدا بوده و عطر عنایت اهل آسمان و در این م...

ادامه مطلب

رمان زیبای جدال پرتمنا از هما پوراصفهانی

رمان زیبای جدال پرتمنا از هما پوراصفهانی

جدال پرتمنا   جدال پرتمنا     نام کتاب: جدال پر تمنا   نویسنده: هما پور اصفهانی   انتشار از دینا دانلود   خلاصه رمان جدال پر تمنا همه چیز از یه جر و بحث شروع شد … یه جر و بحث ساده … و بعد کم کم تبدیل شد به یه جدال … جدالی پر از شیطنت و عطش … جدالی پر از تمنا … جدالی بین حوایی از تبار مسیح و آدمی از تبار محمد … بخشی از رمان : جلوی آینه تند تند موهامو با یه دست کردم تو و با اون دستم سعی کردم کلاسورم رو ...

ادامه مطلب

رمان زیبای بمون کنارم

رمان زیبای بمون کنارم

بمون کنارم   نام رمان :رمان بمون کنارم به قلم :گیسوی شب  قالب کتاب : PDF (مخصوص کامپیوتر) – JAR (جاوا) و ePUB (کتاب اندروید و آیفون) – APK (اندروید)       رمان بمون کنارم از اون دسته رمان هایی است که خیلی احساسی و زیبا می باشد .داستان در مورد دختری به اسم شمیم است که اتفاقات عجیبی در دوران دانشگاه برای او پیش می اید و زندگی اون رو تغییر میده     صفحه ی اول رمان: – غصه نخور دخترم زندگی همه همین بالا پایین...

ادامه مطلب

رمان جدید و زیبای توسکا

رمان جدید و زیبای توسکا

توسکا – دینا دانلود   رمان زیبای توسکا       رمان توسکا هما پور اصفهانی مشخصات کتاب عنوان: توسکا نویسنده: هما پور اصفهانی تعداد صفحات: ۳۷۱ ناشر: کتابخانه دینا دانلود حجم:۱٫۳۶MB     صفحه ی اول رمان: به ساعتم نگاه کردم و غر زدم … – اه … چهار ساعته اینجا علاف شدیم … طناز … خاک بر سرت اینا همه اش کلاهبرداریه بیا بریم یه کوفتی بکنیم تو این شیکمامون … مردم از گشنگی … از ساعت هشت صبح تا حالا اینجاییم … طن...

ادامه مطلب

رمان سه تار از جلال آل احمد

رمان سه تار از جلال آل احمد

  رمان سه تار از جلال آل احمد       غلامعلی خان سلانه سلانه از پله های حمام بالا آمد. کمی ایستاد و نفس خود را تازه کرد و باز براه افتاد. هنوز دو قدمبرنداشته بود که دو باره ایستاد. انگشت به پیشانی خود گذارد ، شقیقه ها را اندکی فشرد و بعد ابرو ها را در هم کشید و چند مرتبه شیطان را لعن کرد. درست فکر کرده بود..   اکنون بیادش میآمد که وقتی خواسته بود غسل کند یادش رفته بود (استبراء)کند و حتم داشت الان نه غسلش درست است ...

ادامه مطلب