خوش آمدید - امروز : پنج شنبه ۳ خرداد ۱۳۹۷
اطلاعیه: رفع مسئولیت : اگر نویسنده رمانی هستید که در سایت منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از بخش"تماس با ما" در ارتباط باشید.

آرشیوهای برچسب: رمان های جدید

رمان جدید و خواندنی زیتون

موضوع : دانلود رمان,رمان عاشقانه

رمان زیتون

رمان زیتون

 

 

رمان زیتون

 

 

 

نام رمان :رمان زیتون

به قلم :beste

حجم رمان : ۷.۵۱  مگابایت پی دی اف , ۱.۵۴  مگابایت نسخه ی اندروید , ۱.۴  مگابایت نسخه ی جاوا , ۶۱۱  کیلو بایت نسخه ی epub

 

 

داستان رمان Tame Gas Zeytoon بر این قرار است که زیتون وارد زندگیه محمد میشه تصمیم داره بهش نزدیک شه اونم به خاطر امیر .امیر کیه ؟ مرد گذشته زندگیش . در گذشته زیتون به تلافی رفتار امیر سعی میکنه عوض شه وعوض میشه اما با همه ی تغییراتش نمیتونه توجه امیر و به دست بیاره .

 

قسمتی از متن رمان Tame Gas Zeytoon :

زبان روی لب خشک شده ش کشید و قدمهای محکمش را یکی پس از دیگری پست سر گذاشت . نگاهی به قبرستان خالی روز یکشنبه انداخت . ترس نشسته گوشه ی دلش را پس زد . نباید میترسید نباید سست میشد . قرار بود گس باشد قرار بود تلخ کند زندگیها را . امده بود جهنم بسازد . تلخ بود و زهر میکرد هرکامی را . قدمهایش محکم تر شدند . ترس رفت نفرت امد . کینه رشد کرد و اتش انتقام زبانه کشید. این اتش گر میگرفت و همه جا را میلعید .
بالای سنگ سیاه ایستاد . دست به سینه و استوار . کج خندی گوشه ی لبش ظاهر شد ! رنگ لبخند گرفت ! پررنگ شد . قهقهه زد . صدای قهقهه ش در فضای خلوت قبرستان اکو پیدا کرد . لرزید اما نترسید . بغض کرد اما اشک نریخت . کنار سنگ سیاه نشست . دستش مشت شد و روی سنگ قبر سیاه فرود امد .

درد کشید اما لب نزد . مشتی دیگر روی سنگ سیاه زد . نوشته های طلایی ش را از سر گذراند .
دستی روی سنگ کشید . سرد بود ! سردِ سرد .
-دیدی عمو بچه هات رضایت دادن بلاخره ؟
باز قهقه زد و گویی شیطان در این خندیدن ها همراهیش میکرد: فکر کردن من زیتون گذشته م . نیستم عمو .

بهم حق بده نباشم دیدی که پسرت با نخواستنن و تحقیرش چی سرم اورد دیدی زیتون نجیب و سربه زیر یه شبه چادر نجابتشو پرت کرد گوشه ی حیاط . دیدی زیتونی که سرش میرفت نمازش نمیرفت به جایی رسید که دستش تو دست نامحرم نشست و خیالش نگزید .

همه اینا رو دیدی و تف کردی تو صورتم بدون اینکه یه بار به خودت بگی چرا زیتون؟ مگه ارزش عشق امیرطاها چقدر بود که تو واسه ش دین و دنیاتو دادی؟ زیاد بود عمو . زیاد بود پدرشوهر عزیزم .

 

 

 


بخش دانلود رمان

دینا دانلود برای کامپیوتر و تمام گوشی ها

رمان پی دی اف دانلود رمان زیتون [pdf]

_______________________________________


دینا دانلود برای گوشی های اندروید

رمان برای اندروید دانلود رمان زیتون  [apk]

_______________________________________


دینا دانلود برای گوشی های آیفون

رمان برای آیفون دانلود رمان زیتون  [epub]

_______________________________________


دینا دانلود برای گوشی های موبایل نسخه کتابچه

رمان برای آیفون دانلود رمان زیتون  [java]

______________________________________

باتشکر از romansara

دینا دانلود – مرکز دانلود رمان ایرانی و خارجی

http://dinadl.ir

 

 

 

 

 

♥♥♥♥ ادامه مطلب ♥♥♥♥

دانلود رمان روزای بارونی نوشته هماپور اصفهانی PDF

موضوع : رمان خارجی,رمان عاشقانه,رمان های ویژه

دانلود رمان روزای بارونی نوشته هماپور اصفهانی PDF

 

دانلود رمان روزای بارونی نوشته هماپور اصفهانی PDF

کتاب نام کتاب : روزای بارونی(روزهای بارونی)

نویسنده رمان  نویسنده : هماپور اصفهانی

love ژانر : عاشقانه،اجتماعی،هیجانی،کل کلی( رمان از زبون راوری داستان یا سوم شخص)

پی دی اف فرمت کتاب : پی دی اف (Pdf) برای کامپیوتر،موبایل،تبلت و آیفون

دانلود رمان حجم کتاب : 3.5 مگابایت و 400 صفحه

ایران وضعیت : سانسور شده

خلاصه کتاب خلاصه کتاب :

رمانی مختلط از آرتان و ترسا ، نیما و طرالن ) قرار نبود 2 ) توسکا و آرشاویر ،
احسان و طناز ) توسکا 2 ) آراد و ویولت ) جدال پر تمنا 2 … ) همه شخصیت ها با
هم روزای بارونی رو می سازن …
روزای بارونی … روزایی که برای هر کسی که ذره ای احساس داشته باشه همراه با
لذته … گاهی می تونه برای همون افراد سرشار از درد باشه … درد نبودن کسی که یه
روزی بوده … یا درد تنهایی و نبودن هیچکس!.و…

اول رمان های قرارنبود.توسکا.جدال پرتمنا. رو بخونید و بعد رمان بسیار زیبای
روزای بارونی!

 

♥♥♥♥ ادامه مطلب ♥♥♥♥
تمام حقوق مادی و معنوی و طرح قالب برای "دینا دانلود | دانلود رمان جدید" محفوظ است و هر گونه کپی برداری خلاف قوانین می شود. گرافیک و طراحی : پارس تمز