آه از عشقرمان های دانلودی

دانلود رمان آه از عشق با قلم شیرین نازنین

دانلود رمان آه از عشق با قلم شیرین نازنین

خلاصه رمان :

دو عاشق دو نفر که با وجود سرسخت بودن مجنون وار عاشق هم میشوند

اما طبق معمول تاس زندگی دست سرنوشت است ولی…

این احساس عشق است عشق شکست نمی پذیرد

برد از آن اوست چه سخت چه آسان.

با دقت مداد سیاه رنگ را در چشمانم کشیدم در کمدم را باز کردم وبعد از کلی بالا

پایین کردن مانتوی خوش دوخت سورمه ای رنگی را پوشیدم. لبخندی به خودم در
آینه زدم. عالی شد! گوشی ام را برداشتم ودر کوله ی کرمی رنگم انداختم و به سوی
آشپز خانه رفتم. همه بودند ؛مامان بابا وتنها برادرم آیدین.
-سلام صبح همگی بخیر
بابا با خوشرویی جوابم را داد:
-علیک سلام خوب شد تو هم اومدی ما که حریف آیدین خان نمیشیم .
به آیدین نگاه کردم اخم کرده بود به طرف من برگشت.
-آخه آندیا ازدواجم بدون علاقه شده ؟من سوگل رو مثل تو دوس دارم.
با این حرف آیدین آبمیوه ای که میخوردم با شدت در گلویم پرید. با خودم زمزمه
کردم:
– مثل من؟
لبخند مصنوعی زدم سوگل اگر این را میفهمید از غصه دق می کرد خواهر عزیزم!
خیلی وقت بود که دلش را به آیدین باخته بود .

دانلود رمان آه از عشق

-اگه سوگل رو نمیخوای پس باید یکی دیگه رو درنظر داشته باشی.
با این حرف من لب آیدین کش آمد.
-خواهر زاده ی آقا محسن دختر عمه ی سوگل !
از استرس پوست لبم را می کندم. گندم بهترین دوست سوگل بود به این دختر
خوشی نیامده همیشه باید چشمانش نمناک باشد. نگاهم که به ساعت افتاد همه چیز
را فراموش کردم .نیم ساعتی وقت داشتم اما به خیابان های تهران اعتمادی نبود!
سوییچم را برداشتم.
– من میرم دیگه باید سوگل رو هم سوار کنم
آیدین لبخندی زد.
-مراقب خودش باش روز اولی همه رو دق ندیا . چشم غره ای رفتم ورو به مامان
گفتم:
-خب برای این گل پسرت چه تصمیمی داری ؟
مامان شانه ای بالا انداخت:
-گندم رو براش خواستگاری می کنم خانواده ی احمدی خیلی با اصل و نسبن .
با این حرف مامان چشمان آیدین برقی زد.سرس تکان دادم وآهی کشیدم. دیر یا زود

می شنید.کفش های اسپرت مشکی رنگم را پوشیدم وسوار آسانسور شدم. خیلی
خوش حال بودم که توانستم پزشکی قبول شوم با اینکه در دوران مدرسه خیلی
بازیگوش بودم اما برای کنکور با اراده درس خواندم وجوابش را هم گرفتم. با
ایستادن آسانسور خارج شدم وبه سمت ۶۰۲ سفیدم رفتم خداروشکر پارکینگ
آپارتمان خالی بود. دزگیرش را زدم وسوار شدم. صندلی های خوشرنگ کرمی رنگش
حس خوبی می داد هنوزم کمی استرس داشتم. بالاخره تازه گواهینامه گرفته ام اما
علاقه ام به رانندگی باعث می شود ترس را فراموش کنم. آهنگ آرامی در ماشین
طنین انداز شد با دقت ماشین را خارج کردم وبه سوی خانه ی خاله مهسا حرکت
کردم. خاله مهسا مامان سوگل بود وتنها خاله ی من فقط دو کوچه تا خانه ی ما فاصله
بود. با دیدن در قهوه ای طلایی ای ترمز کردم .گوشی ام را برداشتم تا به سوگل زنگ
بزنم با اولین بوق برداشت:
-سلام اومدم اومدم.

دانلود رمان آه از عشق

وبه دنبال حرفش در باز شد در حالی که ساندویچ بزرگی را گاز می زد سوار شد.
-صبحت بخیر خواهری
سری تکان داد در حالی که استارت میزدم گفتم:
-یه وقت چاق نشیا خیلی میخوری!
چپ چپ نگاهی انداخت:
-خودت میدونی که من میزو جاروام کنم چاق نمی شم.
وبه خوردنش ادامه داد. به سمت دانشگاه راه افتادیم دانشگاهی که سرنوشت خیلی از
ماها را عوض می کرد.
پست دوم
نمی دانم چی یادش آمد که دست از خوردن برداشت دستانش را در هم گره زد
خونسرد باشم لبخند مصنوعی زدمشنیدم
..شنیدم که تصمیم دارین برای آیدین خواستگاری برین درسته؟سعی کردم
-نمیدونم عزیزم مردم که همیشه شایعه پراکنی می کنن دیگه تو فکرتو مشغول نکن
آهی کشید

دانلود رمان آه از عشق

-آندیا تو یه دختره سرسخت ومغروری که به هیچ پسری روی خوش نشون نمیده
گلم عشق یه چیز نابه ناب چیزی نگفتم راست میگفت من تا حالا عشق را تجربه

باکس دانلود

دانلود نسخه pdf دانلود نسخه apk

رمز فایل ها در صورت نیاز : dinadl.ir

عضویت در کانال تلگرام ما
برچسب ها

رمان نویس

علی هستم 23 ساله دانشجوی رشته مدیریت امور مالی متاهل :) 2 ماهه این سایت رمان رو ساختم . همینجا میگم اگه رمانتون درج شده ولی راضی نیستین داخل سایت باشه لطفا با کامنت به ما اطلاع بدین !!! راستی روزای خوب تو راهن ایدی تلگرام جهت درخواست رمان یا حذف رمان @khateresaz و ایمیل بنده

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *