دانلود رمان ذهن خالی

    دانلود رمان ذهن خالی با قلم زیبای هما پور اصفهانی


    اسم رمان : ذهن خالی

    نویسنده رمان : هما پور اصفهانی

    تعداد صفحات : این کتاب چاپی هستش

    ژانر : عاشقانه کمدی هیجانی


    امتیاز 3.89
    ۱۶ خرداد ۱۳۹۷ 54235 بازدید بدون نظر

    دانلود رمان ذهن خالی با قلم زیبای هما پور اصفهانی

    من قول میدادم درس بخونم دکتر بشم.

    اما چه زود همه آرزوهام پر پر شدن. مامان مریض شد،

    مدام خون دماغ میشد و بعد از چند تا آزمایش معلوم شد لوسمی یا همون سرطان خون داره.

    باید پیوند مغز استخوان انجام میداد،

    اما درست توی همون برهه زمانی هرکس که به ما میرسید پول میخواست ،

    پولای هنگفتی که ما از پسش بر نمیومدیم . اینقدر غرق نامردی و نامرادی شدیم تا دیر شد .

    بابا حتی خونه رو هم فروخت،

    ولی نصف بیشتر پول خونه خرج هزینه های کمر شکن درمان و شیمی درمانی و بقیه موارد شد .

    دار و ندارمون رو از دست دادیم .

    دانلود رمان ذهن خالی

    اون پولی هم که مونده بود نتونست کفاف پیوند و زیاده خواهی خانواده کسایی که برای پیوند مناسب بودن رو بده.

    علاوه بر اون  همین که خونه به فروش رسید بیماری مامان بدتر شد .

    چون مامان عاشق خونه بود و اون موقع انگار عشقشو از دست داد و خیلی زود،ختی خیلی زودتر از اون چیزی که پزشکا تخمین میزدن تنهامون گذاشت!

    مامان رفت و من نابود شدم،اینقدر گریه کردم که بابا نگران شده و پونه غم خودش رو از یاد برده بود!

    همه نگران من بودن،

    من اما یک سال تموم افسردگی حاد داشتم و وقتی رو به بهبود رفتم دیگه پولک قبل نشدم.

    دیگه با کسی صمیمی نشدم،دیگه نتونستم کسی رو دوست داشته باشم و بیزار شدم .

    از همه چیز ، از همه کس . پول باعث شد مامانمو از دست بدم ، پول باعث شد کینه سنگینی توی قلبم شکل بگیره و قلبمو سیاه کنه .

    میخواستم از همه انتقام بگیرم. دیگه هیچکس برام مهم نبود.فقط خودمو میدیدم.خودم و خودم و خودم !

    سوم راهنمایی بودم که مامان فوت شد.

    دانلود رمان ذهن خالی

    یک سال نتونستم درس بخونم و بعد از اون وقتی تصمیم گرفتم به درسم ادامه بدم رشته ریاضی رو انتخاب کردم .

    دیگه نمیخواستم دکتر بشم از دکترا متنفر بودم چون نتونستن برای مامانم کاری بکنن.

    میخواستم مهندس بشم،

    این شده بود آرزوم.اما دیگه اون پولکی نبودم که با همه وجودش درس میخوند تا بهترین باشه.

    فقط میخوندم که خونده باشم .

    به اینجا که رسیدم باز ذهنم قفل کرد،

    یادم نمیومد،

    چی خوندم و چی کار کردم!

    دیگه هیچ خاطره ای توی ذهنم نداشتم…

    دانلود رمان ذهن خالی

    این رمان چاپ شده و میتوانید خریداری کنید برا دانلود حق منتشر نداریم از جانب خانم هما پور اصفهانی


    بر چسب ها :
    نوشته های مشابه

    ثبت دیدگاه

      • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
      • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
      • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

    به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید